تبليغاتX
دو نیمه رویا

دو نیمه رویا

از زندگی آموخته ام اگر نمی توانم به کسی کمک کنم برای آن کس دعا کنم ...

دل غمگین من

دل من غمگین است
غصه ام سنگین است
گر چه بی هم نفسیم
زندگی شیرین است
میل گل در من نیست
بال من خونین است
اشک غم باید ریخت
رسم دنیا این است

+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 1:41  توسط جواد  | 

بدون شرح ... !!!

my love is .....ia

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 1:14  توسط جواد  | 

انتهای زندگی کجاست؟

ايا انجايی نيست که غرور می شکند؟

ياجايی ست که قلب عاشق می شکند؟

قلب عاشقی که برای غرور شکست

ديگر استوار نگرديد

ولی در همان قلب شکسته

رود خروشان عشق جاريست.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 1:8  توسط جواد  | 

اینم باید بگم ....

 

زنده هستم

مهم نیست

 

دوستش دارم

 

همین مرا بس است

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 1:2  توسط جواد  | 

دلم برات تنگ شده بود

اینو میگم واسه وبلاگم

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 0:51  توسط جواد  | 

چشمام

    وقتي چشمام تو آسمونا دنبالت ميگشت...

        وقتي که نگاهت رو نمي شد حتي تو غروب خورشيد پيدا کرد...

        وقتي در به درت بودم تا يه روزي بهت برسم و بگم که چقدر دوست دارم ...

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 0:48  توسط جواد  | 

بی تو خواهم مرد

               بي تو يك روز در اين فاصله ها خواهم مرد مثل يك بيت ته قافيـــــه ها خواهم مــــــــرد... تـــــو كه رفتي همه ثانيه هـــا سايه شدنـــد . سايه در سايه آن ثانيه ها خـــواهم مــــــرد

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 0:42  توسط جواد  | 

اومدم بازم آپ کنم

یه وقتایی عاشقی ام واسه آدم دردسره امّا بذار بگم آدم عاشق نباشه بدتره آدم اگه عاشق باشه یکی همیشه باهاشه من عاشقم تو عاشقی عاشق که تنها نمیشه

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 0:41  توسط جواد  | 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 0:37  توسط جواد  | 

ایکاریوس

computers

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 21:14  توسط جواد 

باز هم ...

دارم از تو مي نويسم ، كه نگي دوست ندارم ، از تو كه با يه اشارت زيرو رو شد روزگارم ، دارم از تو مي نويسم ، دارم از تو مي نويسم ، دارم از تو مي نويسم ..........

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 16:56  توسط جواد  | 

نوازش ...

 

نوازش کن مرا تا صبح

                       اگر خوابم اگر بیدار ... اگر مستم اگرهوشیار

مرا یارای بودن نیست ... تو یاری کن مرا ای یار

                       تو ای خاتون دل خسته  ... من تن خسته را دریاب

مرا  همخانه کن تا صبح ... نوازش کن مرا تا صبح

دو نیمه رویا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 16:55  توسط جواد  | 

و اما ...

دعاي يك نوزاد

خدايا ، مادرم خوابيده و من خيلي گرسنمه اگه گريه كنم بيدار ميشه خدايا ديگه طاقت ندارم "كودك گريه كرد "  "كودك به خدا گفت " منو ببخش ...

خدايا وقتي مادرم منو گذاشت تو گهواره  يكي از فرشتهاتو بفرست منو تكون بده تا مادرم اسوده بخوابه قول ميدم ديگه گشنم نشه ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 16:51  توسط جواد  | 

زیبا

من تموم قصه هام قصه توست              

اگه غمگینه ، اون از غصه توست

یه دفعه مثل یه آهو ، توی صحرا ها رمیدی 

بس که چشم تو قشنگ بود ، گله گرگ وندیدی

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 13:39  توسط جواد  | 

کلید قلب

 اگر کليد قلبي را نداري،قفلش نکن. به چشمان کسي نگاه نکن اگر دروغ خواهي گفت. به کسي سلام نکن اگر خداحافظي در پيش است. دست کسي را نگير اگر رها خواهي کرد. به کسي نگو دوستت دارم اگر ديگري در فکرت است ...    

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 14:35  توسط جواد  |